مدت زمانی است داروگ چشمانم نخوانده است.
آسمان آرامگاه قلبم ابری است
اما . . .
بارانی نمی بارد
آسمان این زمین می بارد
اما . . .
احساس بر روی خاکش می خشکد
مزرعه و خاک و زمین تر می شوند از آن
اما . . .
چشمانم هنوز خشکند
آسمان مقبره قلبم باریدن گرفت
اما . . .
داروگ چشمانک هنوز نخوانده است. . .
پ.ن : این سیستم من ویروس گرفت نتونستم آپ کنم !!
پ.ن : این شعر کاملا" درسته . خیلی وقته گریه نمی تونم بکنم !!
* DARK *
dark night
here is so dark
that i`m living
,now
listen to the sound
is comin out from deep
deep inside of me
* SO DARK *
I can not see any thing
?? WHERE IS THE GOD`s LIGHT
?? WHERE IS THE GOD`s LIGHT
me and me
we are starting a heavy fight
?? WHERE IS THE GOD`s LIGHT
I`m sick
I`m being die
: WHERE IS THE god THAT SAID
" Will Help You All "
آری مسافران اوایل جاده هستیم !
چه کسی میداند آخر راه کجاست !!
من دیگر واریس گرفته ام از این همه پیاده روی در سنگلاخ و فراز و نشیب !
نمی خواهم مرد شوم . نمی خواهم زندگی ای را به دوش بکشم !
چرا باید در این زمانه پر هرج و مرج و پر از دروغ و گمراهی مرد بود !؟؟
اصلا" چرا باید زنده بود که به مردانگی رسید !!
مگر همان مرد ها هم نمردند و با کفنی سفید پوشانیده نشدند و به زیر کپه خاک فرو نرفتند ؟؟
من
نمی خواهم مرد باشم.
من . . .
دانش آموزی در آخر کلاس تنها نشسته بود :
انسانها چه بی رحمند . .. .
انسانها چه بی رحمند . .. .
انسانها چه بی رحمند . .. .
انسانها چه بی رحمند . .. .
انسانها چه بی رحمند . .. .
انسانها چه بی رحمند . .. .
.