تبليغاتX
DeaD MinD
پنجشنبه 1385/12/24
بازم من آشغال
سر درد . نمی دونم چی چیه  "ناف" . انفولانزا . دکتر احمق

امتحان . مدیر عوضی . دبیر های بی شرف . ناظم آشغال . هر روز امتحان . مامان سخت گیر : اگه این امتحانارو کمتر از 19 نمره ای داشته باشی عشقت رو نمیبینی  " گیتار الکتریک رو میگفت "

خستگی مفرت . با میاره . دکتر یه وسیله میزاره رو نافش یه چیزی میگشه بیرون .  پسر جیغ میگشه

خونه از ترس میشینه درس میخونه . حالش دوباره بهم میخوره . سردرد "میگرن شدید" ولش نمیکنه . کدئین ه بیچاره 2تا باهم هم هیچ کاری نمیکنن. خواب

خواب مرگ . نه!! عوض شد دوستش موهاشو ژل زده میاد جلو اما . . . جهنم پیدا میشه .

میسوزه . دوباره عوض میشه . اوووه . وواای یه  سیکسی ناین . ای کثافت . چرا اون کارو کرد !!!  shit , mother fu*ker   

صبح مدرسه امتحان و تکرار و باز هم تکرار !!!!!!

دوشنبه 1385/12/14
باغ من / مهدی اخوان ثالث / کتاب ادبیات سال دوم ریاضی

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بی برگی
روز و شب تنهاست
با سکوت پاک غمناکش


ساز او باران. سرودش باد
جامه اش شولای عریانی ست
ور جز اینش جامه ای باید
بافته بس شعله ی زر تا پودش باد
گو بروید یا نروید . هر چه در هر جا که خواهد یا نمی خواهد
باغبان و رهگذری نیست
باغ نومیدان ,
چشم در راه بهاری نیست


گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد
ور به رویش برگ لبخندی نمی روید
باغ بی برگی که می گوید که زبیا نیست ؟


باغ بی برگی
خنده اش خونی ست اشک آمیز
جاودن بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن
پادشاه فصل ها پــائــیــز

چهارشنبه 1385/12/02
DeaD MaN
{ نیمه شب دریای طوفانی تو کشتی DeaD MaN }
فرانک : هی جان اون طنابو بنداز این طرفــــ !
- : بگیرش فرانک .
-: عالی بود
کاپتان : جورج . فرانک . جان بیاید اینور !
ک. : سری تر مرد مگه میخوای غرق بشی ؟ بادبان هارو جم کنید !
فرانک . جان . جورج : بـــله کاپتـــان !
{ بادبان ها جم شدن . خطر کمتر شد دریا آروم گرفت }
ک. : خوب بچه ها بر میگردیم اسکله !
{ 1 صبح تو اسکله }
 
<< رو ادامه مطلب  کلیک کنید >>


ادامه‌‌ی مطلب